مجموعة مؤلفين
221
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
حضرات مدعوين آمدند . ميرزا محمود [ را ] خواسته ، چند طغرا پاكت به همدان نوشته ، داديم چاپار برد . شب را هم آمد . پنج ساعت از شب گذشته ، مشغول صحبت بوديم . بعد از شام حضرات رفتند . استراحت كرديم . امروز جمعه 29 شهر شوال است ، بايد به منزل خانقين برويم . صبح زود برخاسته ، بنه حركت كرد ، دو از دسته گذشته ، سوار شده ، هوا ابر بود . ولى نمى باريد . تا قلعه سبزى نمىباريد از قلعه به آن طرف كم كم باران آمد ، تند اسبها را رانده . [ گمرك خانقين ] امروز از منزل كه چهار فرسنگ است ، سه ساعت و نيم آمديم به خانقين ، اول رفتم به سراى قرنطينه « 1 » در آنجا محمود افندى بنده را شناخت ، تعارف و احترام كردند [ و ] اظهار كردند كه در هر كجا ميل داريد منزل كنيد ، مختارهستيد . « 2 » آمديم سراى حاجى فتاح ، ناهار را گرم كردند ، آوردند . خود حاجى فتاح هم آمد ، ناهار صرف شد ، بعد از ناهار بنه هم آمد ، رسيد ، مزاحم بنه هم نشدند ، هر كس منزلى براى خود ترتيب داد . طرف عصر احمدميرزا ، كاتب قرانطينه و محمود افندى آمدند زير دالانى سراى حاجى فتاح ، اسامى سوار و پياده را ملاحظه كرده نوشتند . [ 23 ] آمديم منزل تا يك ساعت از شب گذشته هم [ باران ] مىباريد . عصر هم سيد صالح افندى قللرچى « 3 » گمرك آمده ، قدرى تعارف و صحبت كردند و مراجعت كردند . بناست كه فردا را هم در خانقين توقف كنيم ، شب را هم با شجاع نظام و ميرزا محمود و سيد مجتبى مشغول صحبت و روزنامه بوديم ، تا سه ساعت از شب گذشته . امروز كه روز شنبه غره شهر ذيقعده است ، توقف در خانقين ، يك ساعت به آفتاب مانده از خواب برخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف شد . شجاع نظام آمد ، ميرزا محمود و آقا سيد مجتبى
--> ( 1 ) . اصل : قرانتيه ( 2 ) . اصل : مختاريد ( 3 ) . سردار غلامان قل بمعنى غلام و لر علامت جمع چون الف و نون در فارسى . فرهنگ فارسى ، ذيل واژه